می گن آدم فقط یک بار عاشق می شه، اما من هر وقت صدا تو میشنوم دوباره عاشق میشم!!
شعرهای یاسمن
می گن آدم فقط یک بار عاشق می شه، اما من هر وقت صدا تو میشنوم دوباره عاشق میشم!!
پسرو دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
دختر جوان: یواش تر برو من می ترسم!
پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره!!
دختر جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی!
پسر جوان: منو محکم بگیر!
دختر جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری!
پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. پسر جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!

سلام، بازم منم همون مزاحم هميشگي
باورت شده يا نه ، سهم تو، منم، تو زندگي
مي شنوي تك تك حرفهامو، مي دونم
چرا جوابي نمي دي، نمي دونم
تو همش داري ازمن بهونه مي ياري
يه ذره فكر كني ديگه بهونه نداري
مي دونستي عشق واسه من يه واژه ي مقدسه
اما نه انگار واسه تو يه عادته ، مشخصه
اين همه حال و احوال مي كنم يه كلمه تو هم بپرس
لياقتم نمي رسه سراغي از من بگيري ؟؟ باشه نپرس
كاش به حرمت دل هاي عاشق يه كمي مهربون بشي
كاش واسه يه شب شده مهمون آسمون بشي
كاش مي دونستي كه چقدر از همه كس واسه دلم عزيزتري
كاش مي دونستي با صدات منو تا اون ور ابرا مي بري
اما بدون هرجا بري بازم به دنبالت ميام
فكر نكني اگه بري ديگه پيش تو نميام
دلت مياد بري منو تنها بذاري تو غصه هاي زندگي
قسمت تو خوشي باشه قسمت من بيچارگي
هربار به تو فكر مي كنم، نمي دوني چه حاليه، چه حال باصفاييه
حرف منو به دل نگير اما رفتاراي تو سمبل بي وفائيه
چه ارتباط ساده اي بين من و تو جون گرفت
يادته اولين قرارمون بارون گرفت
يادته اون روزا رو ، چه قدر تو مهربون بودي
يادته آدمي به وسعت آسمون بودي
آخه خدا يهو چي شد ، زندگيمو ازم گرفت
اي خدا خودت بگو حق منه اين سرنوشت؟؟

تا بگردم گرد تو پروانه وار
دور بودم از تو و در حسرت ديدار تو
تو نبودي كه ببيني حالتي ديوانه وار
باغ گل از دوريت پرپر شده
كوله باري از خزان در نوبهار
رنگ رويم بي ثمر گلگون شده
همچو طاووسي پر از نقش و نگار
آسمان نقره اي جاي دل است
تا بيايي سر بياري انتظار
سالها بي آشيانه پراميد
با محبت بوده ام در گيرودار
سينه ام آلودگي در بر نداشت
تا بماند مهر دلبر برقرار

شنیدی بالهاشونو به هم می دن ٬ از همه ی نامردی ها دل می کنن
می دونستی که منم مثل اون کبوترم ٬ عاشقونه دوست دارم
واژه ی عشقو فقط توی گلدون دل تو می کارم
می دونستی که هروقت بارون بیاد یاد تو توی دل من تازه می شه
همه ی غم های دنیا اگه تو پیشم باشی واسه ی من ساده می شه
می دونستی که توی قمار عشق به اسم تو شرطی دارم
تو که هستی منی به پای تو جون می ذارم
در پس و لای پنجره یه قلبی هست عاشقونه منتظره
دلش می خواد چشماتو جادو بکنه فقط نگو نمی ذاره
می دونم که دل تو چه نازکه آروم باید حرف بزنم
زیر نم نم بارون حرفی از غم نزنم
این چشمای اهورایی حرفایی می خوان بزنن
من دیگه طاقت ندارم منتظر شنیدنم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
ممنون ميشم نظرتونو بگين
عجبم از عشق تو در دل كه محاله
عجبم از شور تو در سر كه خياله
عجبم از اين همه شادي كه سرابه
عجبم اين همه مستي ز شرابه ؟
عجبم از بي مهري تو چه صلاحه؟
عجبم از دل خستم كه خرابه
عجبم از دل در پي روياي وصاله
عجبم از اين همه رويا كه خياله
عجبم از افسانه چشمات كه فريبه
عجبم در رخ ماهت كه غريبه
عجبم در همه عالم تو نگاري
عجبم در عجبم دلبر ديوانه نداري
عجبم سركش عاشق تو نديدي
عجبم تقدير مرا هرگز نشنيدي
عجبم از عقل ديوانه ي بي لطف خرابت
عجبم از اين همه شرم بي رنگ نگاهت
عجبم، در عجبم، از عجب تو، كه چرا در عجبي؟
كه من اين همه عاشق شدمو تو هنوزدر عجبي!!!!!
سرخوشم زانکه تو دلبرم هستی هرکجا می روم در برابرم هستی
سرخوشم زانکه در جهان تنها هرکجامی روم همرهم هستی
سرخوشم که قلب پاکم را به تو دادم که دلبرم هستی
سرخوشم که آشیانه عشقم با تو ساختم زانکه همسرم هستی
سرخوشم زانکه در همه گیتی خون و پوست و رگ پیکرم هستی
سرخوشم زانکه شب را تا صبح در کنار توام که سرورم هستی
سرخوشم زانکه آموختم از تو که همه دین و مذهبم هستی